بخاطر پیروزی حبیب منگل بکوشیم
نوشته :دکتر غلام محمد ( اسد ) محسن زاده نوشته :دکتر غلام محمد ( اسد ) محسن زاده

نهضت فراگیر دموکراسی  و ترقی افغانستان با  نامزدی دوکتور حبیب منگل آغاز گر اقدام تازه در حیات سیاسی کشور شده و منحیث سازمان ترقی خواه چپ  با چهره ، برنامه و خواست های خود پا به  میدان انتخایات ریاست جمهوری کشور گذاشت .

این اقدام جسورانه به جنبش تجدد طلبی و ترقی کشور تکانه های نیرومندی داد که با آن شگوفه های  امید  بارگرفت و باور به توان  خود و امر پیروزی جان  تازه ای یافت .

 پس از این گزینش در فاصله زمانی کوتاه چهار گرایش  زیرین  چهره  نمایان کردند:

1ـ حمایت و جانبداری گسترده  از نامزدی حبیب منگل ،

2ـ مخالفت و ستیز در برابرآن ،

3ـ مجازنشمردن حضور سیاسی زیر سایه اشغال کشور  و

4ـ تاثیراین اقدام  بر روند اتحاد با نیرو های همسو و چپ .

 

میخواهیم در مورد های چهار گانه با اختصار مکث نمایم.

 

در باره ضرورت شرکت در انتخابات :

با گذشت هر روز غم و درد مردم افغانستان  فزونی یاقته و امید و باور به  فراهم آوری صلح ، پیشرفت و زنده گی بهتر که شعار کنفرانس بن و گروه های شرکت کننده در آن را میساخت ، کم رنگ تر شده و مردم اعتماد و باور شان در برابر سیاست گزاران  آمده  با امریکا و ناتو را از دست میدهند.

 بیکاری ، فقر ، مرض ، اعتیاد ، ناامنی ، بی قانونی، چپاول ، بی باوری نسبت به آینده، عقب گرایی ، نقض حقوق شهروندی، گسترش نقش و نفوذ گروه های مافیایی در اقتصاد واداره کشور...  دستاورد های سیاست ضد ملی  فرمانرویان کشور در هشت سال گذشته را  میسازد.

 اثرات ناگوار این سیاست ها برهمه روشن است..یکی از دلیل های اصلی این وضع نبود الترناتیف دموکراتیک در برابر اقدامات و کارکرد های این سیاست گزارانمیباشد.

سپردن  کامل قدرت به آنهایکه در گذشته در درد و رنج مردم سهم بزرگ داشته و  زمینه های گسترده سو استفاده و دستبرد از ثروت ها و داشته های ملی ما  گردید عدم کارایی و ناکامی های بی پایان   دولت با عث گردید تا بی ثباتی ، ناامنی پهنا و گسترده باور ناکردنی بخود بگیرد . کمک ها به اصطلاح  دلسوزانه  جامعه بین المللی که بنام  مردم افغانستان و به خاطر پایان بخشیدن درد و رنج  نیازمندان و محرومان جامعه صورت میگرفت در حقیقت کمک به زور مندان ، انحصارات بین المللی و پادو های وطنی شان است وبس . و انچه هم  در افغانستان به صرف رسید در بخش های بود که هدف آن وابسته گی دوامدار مردم به فرآ ورد های  بیگانه  میباشد.  دلالان و طنی و یاران  بین المللی شان هریک  به نامهای گونه گون به نوبه خود سهمی از این « کمک ها » برداشتند در حالیکه فقر و محرومیت مردم  گستره بیشتری نسبت به گذشته گرفت . 

و نبود الترناتیف دموکراتیک  عدم حضور فعال چپ دموکراتیک در زنده گی سیاسی کشور

 باعث گردید تا این گروه ها جان  تازه گرفته وبر  سکان قدرت تکیه زده ، آنرا مال ابدی و حق  میراثی شان بدانند.

موعظه های گوش کرکننده شان در مورد اینکه گویا وطن به قحط الرجال روبرو بوده و کسی دیگری بجز همین

عالیجنابان در میدان نیست تا بتواند کشتی شکسته وطن را از غرق شدن نجات دهد  شاهد مدعاست.

با جان گرفتن و حضور فعال نیرو های ترقی خواه   دگر این  وضع تغیر کرده و  امید ها و افق های تازه ای در کشور  گسترده شد . آرزو های  خفته ترقی خواهان  جان تازه یافته و ضرورت سهمگیری در حیات سیاسی و پر نمودن جای خالی  شان برجسته تر  میشود. حیف است که جا ونقش این نیرو که اخلاص در نیت و پاکی در عمل دارند بیشتر ازاین خالی بماند.

با درک همین نیاز بود تا نهضت فراگیر دمو کراسی و ترقی افغانستان که در آن اراده به تغیر فربه و برجسته است ،

  به فرستادن نامزدی برای شرکت و حضور فعال در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری افغانستان اقدام نماید.این

تصمیم بزودی از سوی جامعه مدنی کشور و رهروان جنبش چپ دموکراتیک با وجود حضور در سازمان های گسترده  مورد حمایت قرار گرفته   وشماری هم آنرا  پیش از وقت و ناجایز شمردند.

 مردم  قدر شناس وطن بیشتر از همه از این تصمیم جانبداری و گستره تایید و حمایت روز تا روزفراختر میشود.

این گام اگاهانه نه ازسر مصلحت و جاه طلبی ، بل از  اشتیاق وطنپرستانه  نهضت و همتش به عمل اگاهانه و فرهنگ  باور به پیروزی ناشی میگردد.

انتخابات گزینش افراد و طرح ها است .نهضت فراگیر بهترین برنامه وشایسته ترین نامزد را به مردم ارایه داشته است .

یشکش کردن بهترین فرد و بهترین برنامه شامل مطالبه های محوری مردم  از سوی هواخواهان ترقی وپیشرفت وطن ،  نشان میدهد که نیروی ترقی و تجدد با دست خالی به این نبرد نرفته و برنامه مردمی ، نامزد سرشناس و نیک نامی  امید و باور به پیروزی را قوی ترساخته است .از نظر تاریخی برای نیرو های  ترفی پسند جامعه  مانعی وجود ندارد تا با نام ، نشان و درفش خود به این بزنگاه نروند .

دوکتور حبیب منگل آراسته  با سجایای  عالی انسانی ،  منحیث سحن گوی برازنده  ، انسان مشورت گر ، مشورت ده ، مهربان و آگاه از درد و رنج مردم و نیاز های مبرم آنها  ، برخلاف نامزد های دیگر ، کاندید برتر ، بهتر و هم صاحب  برنامه انسانی تر بخاطر بهبود وضع اکثریت مردم میباشد.

حبیب منگل تنها نامزد نهضت  فراگیر دموکراسی و ترقی افغنستان نبوده و فرستاده زحمتکشان وطن و نامزد همه ترقی خواهان ، داد طلبان و هواداران  آزادی ، پشرفت ، شگوفایی  ، سرفرازی ، بهسازی ونو سازی کشور و  مردم  در این انتخابات میباشد ،  که فراتر از  وابستگی های قومی ، لسانی ، منطقوی و مذهبی به منافع  همه مردم درد کش و  رنجیده وطن میآندیشد.

برنامه انتخاباتی حبیب منگل در مرکز توجه خود مردم را قرار داده است.  وی پابند اصول اخلاق انقلابی بوده و  در سراسر زنده گی اگاهانه اش  بخاطر سرفرازی انسان و باروری زنده گی ، شگوفایی توانا نی ها و بکار گیر استعداد انسان کوشیده است. برنامه حبیب منگل با خواست های بنیادی  و نیاز های مردم سازگار بوده و منافع مردم در ان بازتاب می یابد.

تجربه مردم از حاکمیت نیرو های چپ دموکراتیک در دو دهه قبل نشانده تجربه صداقت عمل و پابندی آنها درخدمت به مردم  میباشد. برای همین هم است که مردم  پیوسته در مقایسه  آندوره با روزگار کنونی میپردازند و عمل و برخورد کارگزاران آندوره برتر وپسندیده تر میدانند.

حبیب منگل در این کارزار با امکانات ناچیز به این نبرد میرود .وی  نه مافیای اقتصادی ، نه جنگسالار، نه شبکه های رادیویی و تلویزونی  و نه کدام کشور خارجی در پشت سر دارد . یگانه تکیه گاه وی در این نبرد یاری و حمایت نیرو های ترقی خواه ، دموکرات و تجدد طلب مردم است و بس .

نیرو های ترقی خواه صرف نظر از وابسته گی های سازمانی  در برابر مسوولیت بزرگ و تاریخی  قرار دارند .

با سهمگیری و جانبداری فعال از حبیب منگل ، در انتخابات بایست  پابندی شان را به سرفرازی مردم  و جانبداری از صلح ، کار و پیشرفت را به اثبابات برسانند.

حبیب منگل در مکتب  ح د خ ا  در روزگار پُر تلاش مبارزه سیاسی  پرورش یافت . برجسته گی این مکتب پابندی خدشه ناپذیر به منافع و خواست های  زحمتکشان و نیازمندان  جامعه بود . وی منحیث سیاستمدار  واقعبین  و پر تلاش  به هیچ یک  از نیرو های اجتماعی  و امکان پیروزی  کم بها نداده و در راه نزدیکی و عمل مشترک انسانها  به نفع وطن و برپایی برادری و برابری ملی و شگوفایی کشور می کوشد.

و اما در باره گرایش دوم :

با نامزدی حبیب منگل منحیث شخصیت شناخته شده سیاسی  کشور ، آنهایکه فرمان و دستور تبلیغ علیه ترقی خواهان وطن  از جمله  نیرو های چپ کشور را بدست دارند و ضدیت و توطیه در برابر این نیرو ها را در سرخط و ظایف خود قرار داه اند ، به تبلیغات و تهمت زنی  توسل جسته ، بهتان زنی و تخریب شخصیت حبیب مگل و نهضت ترقی خواهانه کشور شروع کردند. غمین مسکینیار ، ویس ناصری  و چند چهره معلوم الحال در برون از کشور وشماری هم در داخل کشور  با بهره از رسانه ها و امکانات  تیلیغاتی که باداران در اختیار شان قرار داده است به مغشوش کردن ذهینت  مردم پرداختند.

 با شناختی که مردم از شخصیت و کارنامه های ننگین آنها دارند ، در نتیجه این جنون تبلیغاتی آنها نیرو های

و طنپرست بیشتر بدور حبیب منگل حلقه زدند. انهایکه بیشتر از جدایی مردم و  پراگنده گی آنها  سود میبرند ، بیشتر از همه به مخالفت با نامزدی  نماینده مردم پرداختند.جای خوشی است که این افراد رانده شده از مردم  انگشت شمار اند  و تلاش های رذیلانه و برچسب های ناجوانمردانه شان در بین مردم پذیرش ندارد.

سخنی چند در مورد گرایش سومی :

اینکه ناتو و کشورهای ایتلاف بین اللملی به رهبری امریکا به میل خود و نه در اثر درخواست مردم به افغانستان  آمده اند اظهر من الشمس است . این ها نتنها عسکر، بل نظام و سیستم اقتصادی ، اداری و تبلیغاتی شانرا نیز باخود  آوردنده وبر کشور و مردم  حاکم ساختند .

شکست نیرو های خارجی و سیاستگزران وطنی شان که خود بدان معترف اند در خور توجه است .

آنها که زیر نام « دفاع ار مردم افغانستان » ، « آوردن صلح امنیت و ثبات » ، « پی ریزی حکومت مدرن و فراگیر»

« دموکراسی و کار و پیشرفت » ... هزار ویک وعده به مردم دادند ، خود به عامل تشدید جنگ ، ناامنی، فقر ، غارت ، ویرانی ، نفاق ملی ...تبدیل گردیدند.

اینکه نتیجه این سیاست های نادرست  فقط افزایش  بدبختی مردم و ویرانی بیشتر وطن هست  نیاز به گفتن ندارد .اینها خود هر روز در برابر دنیا به شکست و رسوا یی شان اعتراف دارند.

نظام اقتصادی ـ سیاسی  و نظامی  تحمیل شده برکشور، تجربه درد آوریست  که بدبختی بیشتر مردم افغانستا ن ومنطقه را در پی داشت .

 حضورناتو و امریکا در افغانستان  نمی تواند پایدار و ابدی باشد .چنانکه در عراق سوال طرح چارچوب خروج این نیرو ها و واگذاری اداره و قدرت به عراقی ها طرح گردید این مساله در افغانستان نیز مطرح است .چه « جنگ با ترور »  که بهانه  اصلی حضور نیرو های ایتلاف در افغانستان است ، نمی تواند چنانکه  برخی از جنرالان ناتو برای سی سال دیگر  خواب  آنرا میبینند ، بر دوش مردم افغانستان و گسترش درد و رنج آنان ادامه یابد .ادامه  این وضع   با نیاز مندی و منافع مردم در تضاد است .

امریکا و ناتو در تلاش اند تا با بهره از دستگاه بزرگ تبلیغاتی  و با استفاده از گماشته گان  خود  جو « ترس دوامدار»  از وضع موجود نظامی  را در میان مردم  حفظ نموده و  بدینصورت  الترناتیف :

ـ  حفظ همین حکومت ناکارا و بدنام ،

ـ یا شلاق ، فتوا و چماق طالب ،  را به خورد مردم داده وضع موجود و حضور خود  را دوامدار و طولانی سازد .برای همین هم است که پس از مانور های گسترده و پیش کش نمودن  افراد چند ، بالاخره  کسی بهتراز کرزی و همراهان   همیشه گی اش را نیافت  تا برای پست ریاست جمهوری نامزد نماید.

این سیاستمداران آمده با امریکا و ناتو  همه سخت راز آلود و  دارای پیوند ها  و زد و بند های سخت  سوال برانگیزی اند.

مردم دگر از این معامله های نامیمون به ستوه آمده اند . آنها خواستار رهایی از شر هر دو که برایشان جز بدبختی و رنج چیز دیگری به ارمغان نیآورد میباشند. برای همین هم است که آنها جانیداری شان از راه سوم  را ابراز داشته از نامزدی حبیب منگل که راهبرد ها و بدیل های مشخصی را  در پیوند با منافع مردم پیشکش میدارد حمایت مینمایند.

دوستانی چند بدین باورند که :

«...شرکت در روند انتخابات ریاست جمهوری تنها تن دادن به برنامه های نیرو های اشغالگر و رنگین ساختن طیف کاندید ها و اثبات  ً دموکراسی ً ادعایی آنها است وبس .»

 و یا :

 این انتخابات « هیچ دستاوردی برای جنبش چپ به بار نمی آورد  زیرا برنده و بازنده  این تیاتر مضحک از قبل برای همگان روشن است .»

از سر ناگزیری میخواهم  چند حرفی در رابطه با این اندیشه ها  را در میان بگذارم.

  اینکه افغانستان توسط نیرو های ناتو وا یتلاف بین المللی رهبری و اداره میشود جایی برای بحث نیست .

اینکه ناتو و د ر راس امریکا بخاطر مردم افغانستان و درد و رنج بیکران آنها به افغانستان نیآمده اند برای هر فرد عامی جامعه ما هم روشن است . آنها در پی منافع استراتیژیک شان به آفغانستان ریختند و همین حکومت و نظام فاسد را از طریق کنفرانس بن برمردم ما تحمیل کردند .

اگر نیرو های ترقی خواه و دموکرات افغان به وضع کنونی بسنده کنند ودر انتظار روزی  باشند تا اینها داوطلبانه و به میل خود افغانستان را ترک نموده بعداً وارد میدان شوند و به مبارزه  سیاسی و انتخاباتی بپردازند  خطای بزرگی را انجام داده اند .این دگر خوشباوری محض ، نادیده گرفتن و کم بها دادن  به نیرو ، توان و ظرفیت های خود است  و بس .

اکنون به پیگیری صحبت مان در باره ضرورت حضور فعال سیاسی در جامعه  میپردازیم .

وقتی نهضت  با نامزدان نیک نام  و شناخته شده اش حبیب منگل ،داوود راوش و نفس جهید  با برنامه دفاع از خلق ، ایجاد صلح و ثبات و بهبود زنده گی مادی و معنوی مردم به چلنج  انتخاباتی  رفته و به دیالوگ با مردم میپردازد  این خود دستاورد است ، این خود پیروزی بزرگ است .

نیرو های ترقی خواه پس از غیابت موقتی باز با مردم بدون واسطه و مستقیم صحبت مینمایند ، ره آورد سیاست های هشت سال گذشته ، سیتم و عمل کرد این نظام ضد مردمی که باعث فقر و بدبختی بی مانند مردم شده است را افشا و اندیشه های  ترقی خواهی و مردمدوستی را با آنها در میان میگذارند .

ببینید تا همین چند گاه حضور شماری از رهبران و هوادان چپ در صحنه سیاسی کشور گام مثبت و فال نیک گرفته میشد. امروز این حضور گسترده  و نمایان تر شده و پهنه تازه  بخود گرفته است.  

شرکت در انتخابات ، رویاروی و گفتگو با مردم  بزرگترین و مهمترین دستاورد این اقدام بجاست که جا دارد  از آن منحیث هوادارن نهضت چپ دموکراتیک حمایت و جانبداری کرد . اینکه این دیالوگ و تماس بامردم توسط  حبیب منگل و یا عضوی از کدام سازمان ترقی خواه و چپ دگر صورت میگیرد تاثیر برجسته بر تمام نهضت چپ و دموکراتیک وطن خواهد داشت .

اندوخته های عراق که با وضع قسماً مشابه به افغانستان  روبرو است نشان داد که حضور فعال نیرو های ترقی خواه در حیات سیاسی جامعه باعث گردید تا مساله خروج نیرو های بیگانه طرح و  جدول زمانی برای آن تنظیم گردد.

در افغانستان نیز میتوان با حضور نیرو های سیاسی مترقی و تجدد خواه با اشتراک و یاری مردم این  حضور را پایان داد  .

حال که موجودیت این نیرو ها در افغانستان یک واقعیت است  بیاید از این حضور ناخواسته  به نفع مردم بهره بگیریم.

چون نهضت با هویت مستقل و پرچم خود با مطالبه های محوری مردم به انتخابات میبرود ، به هیچ صورتی به مافیاگیرای و بنیاد گرایی خدمتی نکرده است . این خدمتگذاری بیشتر به جبهه ترقی و دموکراسی هست و بس!

و در باره گرایش چهارمی:

 اصولاً سازمان های سیاسی با بهره از آزادی عمل ، بادرک شرایط  بخاطر تثبیت جایگاهی در حیات سیاسی جامعه عمل و اقداماتی برای گسترش نفوذ و اعتبار خود  را رویدست میگیرند که با اصول دموکراسی در تضاد نبوده و مسوولیت آنرا فقط این سازمان خود  بر شانه میکشند .نهضت فراگیر و هر سازمان دیگر سیاسی این حق را دارد  که در اقدامات سیاسی مستقلانه و یا در اتحا د و ایتلاف با سایر نیرو های همسو و همفکر سهم بگیردند و یا اینکه میدان را کلاً در اختیار نیرو های رقیب واگذارند.

 تصمیم نهضت  برای شرکت در مبارزات انتخاباتی از روی  بلند پردازی و یا خودخواهی  نبوده ، از اشتیاقش به وطن دوستی مایه گرفته و بادرک عقلانی حضور مستقل نیرو های ترقی خواه وطن در  این کارزار  همراه میباشد.  زیرا تا حال جای رهروان چپ دموکراتیک در صحنه سیاسی کشور خالی و عمدتاً میدان برای نیرو های ارتجاع و عقبگرا گذاشته شده بود.  

نهضت فراگیر منحیث بخشی از جنبش ترقیخواهی افغانستان  در داخل و خارج کشور از نقش و اعتبار قابل یادی برخوردار بوده و در داخل کشور با گذشت هر روز پایگاه توده ای اش   گسترش و به منبع آرزو و امید مردم تبدیل میگردد.

 نهضت  در سالهای موجودیت  و فعالیت خود منحیث سازمان مستقل با صداقت درراه وحدت و نزدیکی و حتا اذغام سازمانی شاخه های  متعدد نهضت چپ دموکراتیک وطن  تلاش نموده و بااگاهی و صداقت این روند را در آینده نیز دنبال خواهد نمود.

گسترش نفوذ نهضت به هیچ صورت نمیتواند کار ناشایسته و به ضرر کدام حزب و یا سازمان ترقی خواه وطن باشد .

افزایش  سهم و اعتبار هریک  از این  سازمانها در کشور در کُل باعث رشد و  باروری چنبش ترقی خواهی و مردمسالاری در افغانستان میگردد. زیرا این جریان ها در حال پیوند ، همسویی و حتا در روند وحدت سازمانی باهم گام بر میدارند.

وقت  آن رسیده است تا از تماشگری به عمل رو آوریم و به بازیگری در حوادث  تبدیل شویم  . تلاش  های ایثار گرانه همه شاخه ها  و افراد باورمند به ترقی و راه نو سازی جامعه میتواند به ترقی و تعالی همه رهروان  پیشرفت وسرفرازی انسان یاری رساند.

رفقا و دوستان !

با بررسی از گذشته و عمل ناکارا و راز آلود بخش قابل ملاحضه نامزدان تاریخ زده  رقیب ، امکان راهیابی  حبیب منگل  به دور بعدی انتخابات وجود دارد. با در ک اینکه هنوز ارتجاع نیرو مند است و میتواند به شکل موقت  موقف اش را حفظ نماید  ، اگر نیرو های ترقی خواه از همین آغاز با  وجود امکانات بیشمار عینی به پیروزی خود باور نداشته باشند اشتباه بزرگی را مرتکب شده اند.

همین حضور در انتخابات با نام ، هویت و نامزد خود پیروزی است .و بزرگترین پیروزی دیالوگ مستقیم با مردمست. این دیالوگ ، گفتگو و نزدیکی با مردم  زمینه های  شناخت از نهضت چپ ، خواست ها و هدف های آن در راستای خدمت به مردم را بیشتر میسازد. باید دست بکار شد  و با شناختی که از جامعه و مردم داریم  بهتر ، درست تر و کارا تر عمل نمایم .اینکه نیروهای مترقی و هوادارن صلح و دموکراسی تاکجا ها صدا و پیام شانرا  میرسانند ، بیشتر بسته گی به  نقش وسهم هریک ما صرف نظر از وابسته گی به این یا آن شاخه ای از نهضت چپ و ترقیخواه دارد.

اگر و اقعبینانه نیرو و امکان خود را در این نبرد گاه به سنجش بنشینیم  می بینیم که هنوز ما به نیرو خود کم بها داده و برخلاف  به دشمن پُربها میدهیم .

در طیف وسیع ار موضهگیری های مان هنوز تشخیص نادقیقی از موافق ، متحد ، بیطرف ، مخالف و دشمن وجود دارد.  چه خوبست  آنرا تصحیح نموده و با امید و باور  به پیروزی به انتخابات برویم. ما به منابع انسانی توانگری دست داریم.

در این انتخابات سوال پیروزی بر دشمن مطرح است . در روند انتخابات میتوانیم تا  به حد اکثر تجمع به سود ترقی و پیشرفت و اعتلای وطن و مردم دست یابیم. 

بیاید باهم  از ییطرف ، موافق و از موافق متحد بسازیم  و دشمن فعال را افشا و تا مرز « مخالف عادی »  تنزیل دهیم .

 این کار میسر است فقط به آن باید باور داشت و بخاطر آن تلاش  کرد.

 امکانات گسترده در اختیار ما قرار دارد  و اگرنامزد ما به کرسی  ریاست جمهوری کشور نرسد باز هم برنده  هستیم .

  زیرا انتخابات هدف نه بلکه وسیله ایست برای دستیابی به  سرفرازی و بهزیستی مردم در دراز مدت.در پیروزی باید فروتن و هوشیار و در شکست محکم  و چاره گر باشیم . زیرا دشمن در کمین است و هر لحظه بر سر راه ما مانع میتراشد و اندیشه فرقه فرقه ساختن و پراگنده گی ما را در سر میپروراند.

امروز  حرف سرنوشت مردم و جامعه و جایگاه نهضت تحول طلب و مدافع مردم در برابر ارتجاع  است.

 گذشتگان حرف شانرا گفتند و آینده گان نیز حرف خودشان را خواهد زد. امروز سوال بر سر ماست .

ما ایکه زنده  هستیم و آرزوی تغیر و بهسازی  جامعه را درسر داریم.

 ( پایان )


May 12th, 2009


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
گزیده مقالات